امروز تلویزیون حتی برای مناسبت‌های ویژه نیز برنامه خاصی نداشته و گاه و بیگاه به سراغ پخش سریال‌ها و فیلم‌های تکراری آن هم برای چندمین بار می‌رود.

 

مینو طبیبیان

روند سریال سازی در تلویزیون هم حکایت عجیبی شده، تا آن جا که کار به جایی کشیده که باید حسرت سریال‌های دهه‌های گذشته را بخوریم، زمانی که تلویزیون در هر کدام از مناسبت‌های محرم، رمضان، دهه فجر، اعیاد و نوروز در کنار مردم بود و از ماه‌ها قبل مدیران شبکه‌ها و گروه‌ها تهیه‌کنندگان را دعوت می‌کردند تا دست به کار ساخت و تولید برنامه شوند تا در زمان مقرر سریال‌ها برای پخش آماده شود، سریال‌هایی که حتی تا به امروز در خاطره‌ها نقش بسته و به یادگار مانده و هر کدام برای چندمین بار از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود و جالب اینجاست که هنوز هم مخاطبان تلویزیون حاضرند برای چندمین بار پای آنها نشسته و حتی دیدن آنها را به تماشای سریال‌های جدید ترجیح می‌دهند.

آثار سال‌های طلایی سریال‌سازی سیما، امروز هر کدام به نوستالژی تبدیل شده‌اند. زمانی که مردم تلویزیون را عضوی از خانواده دانسته و با علاقه به تماشای برنامه‌ها می‌نشستند، تا جایی که حتی در سال‌های دفاع مقدس و زیر بمب و موشک نیز این روند تولید متوقف نشد و حتی بسیاری از سریال‌های فاخر و برجسته سیما رهاورد همان سال‌هاست.

 و متأسفانه همه این حسرت‌ها زمانی معنا پیدا می‌کند که شاهد هستیم امروز تلویزیون حتی برای مناسبت‌های ویژه نیز برنامه خاصی نداشته و گاه و بیگاه به سراغ پخش سریال‌ها و فیلم‌های تکراری آن هم برای چندمین بار می‌رود و یا اگر خیلی اصرار در ساخت اثری باشد دو ماه مانده به هر مناسبتی دستپاچه به سراغ چند نامی که در حلقه گروه تولید شبکه‌ها هستند رفته تا با هزینه‌‌های آن‌چنانی آن هم با عجله و با فیلمنامه‌‌های دم دستی و نازل با سرعت هر چه تمام‌تر دست به ساخت سریال‌هایی بزنند که نتیجه آن از قبل مشخص است.

انحطاط در سریال‌سازی سیما از سال‌ها پیش کلید خورد و با وجود انتقادات فراوان نسبت به این روند باز هم اوضاع روز به روز بدتر شد، تا آنجا که حتی سریال‌های عادی هم به لحاظ ساختار و کیفیت رو به افول گذاشت، و حتی نظر مخاطبان و منتقدان نیز در این راستا شنیده نشده و مدیران پس از پخش هر سریال با اعلام آمار درصد بالای رضایت مخاطبان و برپایی نشست‌های پیاپی دست به تقدیر و تشکر از عوامل آنها زدند که البته اعلام همین آمار و ارقام و این حجم بالای از رضایت، نتایج واقعی نظرسنجی‌ها را برای مخاطبان در هاله‌ای از ابهام فرو برد و بینندگان را دچار شک و تردید کرد که آیا به راستی این ارقام طبق نظرسنجی واقعی به دست آمده یا زائیده توهم برخی از مدیران است.

موضوع دیگر این که تا پیش از این جلسات نقد و بررسی سریال‌ها محفل و جایگاهی برای ارائه نظر مخاطبان فراهم می‌کرد تا به این وسیله عوامل و دست‌اندرکاران از ضعف آثار مطلع شده و نظر واقعی منتقدان و مخاطبان واقعی را بشنوند در حالیکه در این سال‌های اخیر این اتفاق نامبارک حتی در نشست‌های نقد و بررسی نیز به چشم می‌خورد که این جلسات به جای نقد و تحلیل آثار به جلسات تعریف و تمجید از یکدیگر بدل شده و حتی دَر نقد به آثار نیز بسته شده است.

برخی سیمافیلم را مسؤل بخش عمده‌ای از مشکلات در حوزه سریال‌سازی می‌دانند، چون به نظر می‌رسد که برخی از سریال‌ها را سیما فیلم به شبکه‌ها تحمیل می‌کند، در واقع از دهه 80 به بعد که طی مصوبه‌ای قرار بر این شد که سریال‌های همه شبکه‌ها باید در شورای سیمافیلم مصوب و بعد از آن مراحل اجرایی به گروه‌های فیلم و سریال واگذار شود (روالی که تا پیش از این وجود نداشت و همه مراحل ساخت سریال‌ها در دست گروه فیلم و سریال شبکه‌ها بود) به نوعی سریال‌سازی در انحصار سیمافیلم درآمد و گرچه تا نیمه‌های دهه 90 این مصوبه جدی گرفته نشد اما در نهایت پس از مدیریت جواد رمضان‌نژاد به صورت جدی عملیاتی شد که البته دو اتفاق یعنی تعداد تولیدات کمتر سیمافیلم نسبت به گروه فیلم و سریال شبکه‌ها و دیگری تولید سریال‌هایی با کیفیت الف ویژه و الف نظر منتقدان را به این مرکز جلب کرد.

 با حضور رمضان‌نژاد نه تنها وضعیت سریال‌سازی بهبود پیدا نکرد بلکه با تولید آثار ضعیف و نازل با سرعت هر چه تمام‌تر رو به افول گذاشت و امیدها برای به نظاره نشستن آثار با کیفیت و پرمخاطب را به یأس تبدیل کرد و نشان داد که او انتخاب مناسبی برای تصدی این پست نبوده است، درواقع با وجود در اختیار گرفتن تمام امتیازات در سال‌های اخیر سیمافیلم نه تنها نتوانست موفقیت سریال‌‌های سیما در دهه‌های گذشته را تکرار کند بلکه با عملکرد ضعیف خود حتی فصل‌های بعدی سریال‌هایی که از نگاه مخاطبان بیشتر دیده شده بودند را نیز به نازل‌ترین شکل خود ارائه داد و با وجود تمام انتقادات پای این عملکرد ضعیف و شکست‌های پیاپی ایستاد و تمام قد از آنها دفاع کرد، این وضعیت امروز تا آنجا پیش رفته که تلویزیونی که در سالیان گذشته، در ماه ربیع‌الاول با پخش سریال‌ها و فیلم‌های جدید و شاد رنگ و بوی متفاوت و عید به خود می‌گرفت، امسال با سریال‌ها و فیلم‌های تکراری به استقبال این مناسبت و عید بزرگ مسلمانان رفت که البته در چندین مناسبت گذشته نیز تلویزیون همین روال را داشت و این افول و شکست‌های پیاپی برای سیما جای بسی تأسف دارد.

به واقع می‌توان گفت سیما فیلم با در اختیار گرفتن پروژه‌های الف و به نوعی در دست داشتن آثار فاخر برای خود حاشیه امنی ایجاد کرده تا کسی نتواند در خصوص چرایی و کیفیت نازل آثار، هزینه‌های گزافی که طی سال‌ها خرج ساخت هر کدام از این سریال‌ها می‌شود و عدم شفافیت مالی در تولید آنها حرفی بزند و یا مداخله‌ای بکند و دست آخر نیز آثار هر چه باشند باید مورد تعریف و تمجید قرار گیرند و کسی اجازه انتقاد نسبت به آنها را ندارد.

از وضعیت سیمافیلم که بگذریم گروه‌های فیلم و سریال نیز گویا انگیزه‌ای برای ساخت آثار باکیفیت ندارند و بر این گمان هستند که ما هر چه بسازیم مخاطب خودش را دارد و مردم نگاه می‌کنند و به زبان خودمانی‌تر همین که هست، غافل از اینکه با این شیوه تلویزیون از رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای که هیچ، دیگر حتی از رقابت با سریال‌های شبکه نمایش خانگی و وی‌اودی‌ها نیز جا مانده و هر روز مخاطبان بیشتری را از دست می‌دهد و با دست خود مخاطبانش را فراری داده و تقدیم دیگر شبکه‌ها می‌کند.

متأسفانه این رسانه حتی از فرصتی که کرونا برای دیده شدن و جذب مخاطب در اختیارش قرار داد نیز نتوانست بهره لازم را ببرد و به جای تمرکز بر روی سریال‌سازی بیشترین تمرکز خود را روی ساخت مسابقات گذاشت، در حالیکه بخش اعظم مخاطبان همیشگی تلویزیون بینندگان سریال‌ها هستند.

در این شرایط با تغییر مدیریت سازمان صدا و سیما همه نگاه‌ها به پیمان جبلی رئیس جدید سازمان است که آیا خواهد توانست این روند چندین ساله را تغییر دهد یا خیر؟ چراکه با وجود اراده‌ای که در این خصوص  وجود دارد، خراب کردن بنای نامتوازنی که تا به اینجا بالا رفته و ساخت اصولی آن کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسد و هنوز هم شاهد طرح تازه و تغییر برنامه‌ای در این خصوص نیستیم.

با این همه باید چشم به آینده داشت و امیدوار بود چراکه دیگر نمی‌توان این اوضاع را همچنان به حال خود رها کرد، کاملا واضح است که با این شیوه، سیما سرمایه اصلی خود که همانا مخاطبانش هستند را بیش از پیش از دست داده و برگرداندن آنها سال‌ها زمان می‌برد و تجربه نشان داده اگر این گروه جذب دیگر شبکه‌ها و رسانه‌ها شدند سخت بتوان مجددا نظر آنها را جلب کرده و به سیاق گذشته بازگرداند.

 

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.